خانواده پایدار

سبک زندگی اسلامی عقلانی مبتنی بر معارف ناب اهل بیت علیهم السلام

خانواده پایدار

سبک زندگی اسلامی عقلانی مبتنی بر معارف ناب اهل بیت علیهم السلام

خانواده پایدار
آخرین نظرات
  • ۲۹ مرداد ۹۷، ۲۰:۲۱ - hani aliabadi
    :))

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بحران جمعیتی» ثبت شده است

نکاتی مهم درباره عواقب سنگین سقط جنین


باید دانست که: آنچه در گناه و دیه و کفّاره سقطِ جنین مؤثّر است، همان از بین بردن جنین است در شکم مادر؛ به هر وسیله و به هر کیفیّتى که باشد تفاوتى ندارد. خواه در اثر برداشتن چیز سنگین باشد، و خواه به واسطه خوردن دارو؛ خواه به واسطه استعمال بعضى از موادّ، و خواه به واسطه خوردن بعضى از غذاهاى حلال زیاده از حدّ متعارف که منجرّ به سقط    طفل گردد. مثلًا گویند :خوردن زعفران بیش از حدّ متعارف در ابتداى حمل موجب سقط جنین مى‌شود. 

خواه به وسیله عمل جرّاحى باشد، و خواه به وسیله انواع استنشاق بعضى از گازها، و یا عبور بعضى از اقسام أشعّه‌ها که در پزشکی بکار می‌رود. در هر حال سقط جنین قتل است و گناه کبیره، و از اعظم محرّمات الهیّ.

به عواقب سنگین سقط جنین توجه فرمایید:

صورت اول:

اگر در طفل جان دمیده شده بود و پزشک جنایتکار زن بود، حاکم شرع در صورت تقاضاى حقّ قصاص از ولىّ طفل مقتول، او را اعدام میکند؛ خواه طفل معصومِ بی‌گناه پسر باشد خواه دختر.

صورت دوم:

 اگر پزشک متصدّى این عمل منکر و زشت مرد بود، حاکم شرع در صورت تقاضاى حقّ قصاص از ولىّ طفل مقتول، در صورتیکه او پسر باشد، او را اعدام مى‌کند؛ و در صورتیکه دختر باشد نیز او را اعدام مى‌کند ولى وارثان طفل مقتول باید نصف دیه کامل یعنى پانصد دینار شرعى مسکوک را به وارثان پزشک بپردازند.

صورت سوم:

 در صورت عدم تقاضاى ولىّ طفل مقتول، حاکم شرع در صورت ثبوت جنایت در نزد وى باید او را تعزیر کند؛ و بطوریکه خود صلاح بداند با حبس و تأدیب و شلّاق، جلوى این امر قبیح و ناروا را بگیرد[1].

رضا کشمیری

پاسخ به شبهه: ایران گنجایش این جمعیت را ندارد!


می‌گویند: زمین گنجایش این همه افراد را ندارد. اگر سیل نوزاد رو به جلو برود زمین از نوزاد پر مى‌شود!

خداوند در قرآن، گنجایش زمین را براى زندگان، و دفن مردگان، تضمین فرموده است. شما دلتان براى خدا می‌سوزد، و می‌خواهید زمینش سنگین نشود و در حمل و در برگیرى مردگان و زندگان جا براى آن تنگ نگردد!

خداوند در آیه ۲۵و۲۶ سوره مرسلات می‌فرماید:(  أَلَمْ نَجْعَلِ الأرْضَ کِفَاتًا* أَحْیَاءً وَ أَمْوتًا) ؛

«آیا ما به زمین گنجایش فراگیرى، و حمل زندگان و مردگان را نداده‌ایم!؟»

در سال ۱۳۷۲ هجری شمسی کشور انگلستان جمعیّت قریب پنجاه و شش میلیون داشت، و در کشور فرانسه قریب پنجاه و پنج میلیون ، و در کشور آلمان قریب هفتاد و هفت و نیم میلیون بود. و کشور ایران که مساحتش به تنهائى برابر مساحت این سه کشور است، چگونه این قرعه بدبختى و عدم گنجایش براى اینجا افتاد، که جمعیّتش در همان سال به  قریب پنجاه میلیون بالغ گردیده است؟!

 با آنکه ایران از جهت معدن و ذخائر زیرزمینی، و آمادگى زمین‌هاى زراعتى و دامدارى، از مرغوب‌ترین کشورهاى جهان است. ولى آن کشورها که نه معدن دارند و نه زراعت، و خوراکشان سیب زمینى است، قرعه به نام ایشان اصابت نکرده است؟! بلکه پیوسته قرعه موافق و قرعه حیات و سلامت و بهداشت بنامشان مى‌افتد!

این سرّى است پنهان و رمزى است غیر عیان، که گمان نمی‌رود تا زمانى که زمام اختیار ما  در مسأله بحران جمعیتی به دست کفّار باشد، از حقیقت آن کسى مطّلع گردد[1].

راز درون پرده ز رندان مست پُرس

کاین حال نیست زاهد عالی مقام را

 

 



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، ص۴۸-۵۰ ؛ نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه

رضا کشمیری

سقط جنین از نطفه زنا هم در اسلام حرام است


در اسلام سقط جنین گرچه نطفه آن از زنا هم منعقد شده باشد حرام است. و زنى که زنا کرده حقّ سقط جنین خود را ندارد. و اگر شهود نزد حاکم شهادت بر زناى او دهند، حاکم باید صبر کند تا بچّه‌اش را به دنیا آورد و سپس حکم زنا، از حدّ و یا رَجْم را درباره او جارى نماید. زیرا اجراى حدّ در حال حاملگى موجب ضرر و یا سقط طفل مى‌شود، و این جائز نیست.

چون نطفه در رحم قرار گرفت، دیگر به‌ هیچ وجهى نمی‌توان آن را خارج کرد؛ إخراج آن به هر کیفیّتى باشد سِقط محسوب مى‌شود؛ و مستلزم پرداخت دیه است.

نطفه در حقیقت، مادّه اوّلیّه سرشت انسان است ؛همچون تخم مرغ و یا تخم سیب است که پس از طىّ مراحل و منازلى که در ابتداء خاک بوده و بعداً با آب مخلوط شده، و درجات و مراتبى را در سیر استعداد طبیعى خود طىّ کرده است اینک قابلیّت آن براى مبدأ تکوین انسان تامّ و تمام شده، و پس از سیر مدارج حرکت جوهریّه در رحم، تبدیل به یک انسان کامل مى‌شود[1].

نکته مهم:

اسلام حتی اجازه سقط جنین حاصل از زنا‌ را هم نمی‌دهد و باید توجه کرد که هرگونه از بین بردن جنین در هر شرایطی جایز نیست مگر اینکه جان مادر در خطر باشد. یعنی به بهانه نقص جسمانی نمی‌توان اجازه سقط داد، متأسفانه موارد زیادی دیده شده که این دستگاه‌های جدید غربالگری اشتباه کردند و نوزاد سالم را مجوّز سقط دادند.

 



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، ص۳۸ ؛ نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه

رضا کشمیری

وظیفه دولت اسلامی در فراهم کردن تسهیلات ازدواج‌


بر عهده حکومت اسلام است که راه تزویج را به روى مردم باز کند؛ و مشکلات دختر و پسر و زن و مرد را در این امر از میان بردارد؛ تا با برنامه‌هاى صحیح، دختران و پسران در ابتداى بلوغ بتوانند ازدواج کنند و فرزند بیاورند، و در عین حال به تحصیل علوم لازمه نیز بپردازند، بطورى که ازدواج ابداً مانع پیشرفت و ترقّى نباشد، و داشتن اولاد یک أمر طبیعى و معمولى و قابل سازش با صنعت و فنّ و حرفه و علم به شمار آید.

در حکومت اسلام مردانى که در معرکه جنگ و جهاد به درجه شهادت مى‌رسند، باید براى ازدواج زنان آنها برنامه مناسب با شأن‌شان تنظیم گردد که پس از انقضاى عِدّه فوراً شوهر کنند و بى‌سرپرست نگردند و بدون شوهر نمانند؛ و نیز فرزندان متعدّد بیاورند تا به زودى محلّ خالى مجاهدین پر گردد.

میل جنسى از غرائز است؛ به‌ هیچ‌وجه نمى‌توان جلوى آن را گرفت. غایة الامر باید از راه صحیح و نکاح مشروع به عمل آید، و گرنه خداى ناکرده عواقب ناپسندى را به دنبال مى‌آورد[1].

پرى رخ تاب مهجورى ندارد

چو در بستى ز روزن سر بر آرد

 

یک پیشنهاد:

اگر نخبگان حوزوی و دانشگاهی به طور جدّی از مجلس شورای اسلامی مطالبه کنند تا طرح جامع و مناسبی ابتدا برای ازدواج دائم و بعد برای ازدواج موقّت با شرایط خاص، طراحی کنند و سپس دولت را مجبور به اجرای آن کنند.



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، ص۵۰ ؛ نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه

رضا کشمیری

اثرات زیان‌بار عقیم کردن و بستن لوله برای بانوان:

بانوانى که با عمل جرّاحى لوله‌هاى رحم خود را مسدود مى‌کنند، در حقیقت اساسى‌ترین دستگاه موجودیّت خود را که زن بودن است، خراب و تباه و فاسد مى‌نمایند.

رَحِم زن، مانند چشم و دست و پا و قلب او یکى از اعضاى پیکر اوست. بلکه از اعضاى بسیار مهمّ است که با بقاء و سلامت آن، موجودیّت و زنیّت زن محفوظ، و با فناء و نابودى و مرض آن، زنیّت زن تباه شده است.

پزشک و جرّاح، حقّ بستن لوله‌هاى رحم را ندارد، گرچه با اجازه و یا امر زن و شوهرش باشد؛ زیرا موجب نقصان عضو است، و نقصان عضو شرعاً و عقلًا حرام است.

همانطور که کسى حقّ ندارد به جرّاح بگوید: دست مرا ببر! و یا گوش مرا ببر! و یا پاى مرا قطع کن! همینطور نمى‌تواند بگوید: لوله‌هاى رحم مرا مسدود کن! انسان اختیار اجزاء و اعضاى بدن خود را نداشته، و حقّ از بین بردن و خراب کردن آنها را ندارد. مالک انسان خداوند است، و او به انسان، نه عقلًا و نه شرعاً إجازه این‌گونه تصرّفات را نداده است.

کسى که لوله‌هایش را بسته‌اند، بکلّى عقیم و نازا می‌گردد؛ و با فرض بازکردن لوله‌ها با عمل جرّاحى دیگر، باز آبستن شدن او بسیار بعید است. ولى أحیاناً اگر بانوئى که از روى جهالت خود و یا شوهرش‌ لوله‌هایش را بسته‌اند، گمان آن رود که با عمل جرّاحى مجدّد مى‌توانند لوله‌ها را باز کنند، شرعاً بر او واجب است که  در صورت امکان و عدم مانع، خود را تحت عمل قرار داده و لوله‌هاى خود را باز کند[1].

 

برای مطالعه بیشتر:

وظایف والدین 

وظایف فرزندان

وظایف زنان

وظایف مردان



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، ص۴۷ ؛ نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه

رضا کشمیری

اثرات زیان‌بار خوردن داروهاى ضدّ حاملگى‌

 

خوردن دارو براى جلوگیرى رحم از پذیرش نطفه، و آبستن نشدن زنان که امروزه بصورت قرص متداول و معمول شده است ضررهاى مزاجى شدید دارد، و موجب کسالت اعصاب و در بعض از احیان منجرّ به جنون و دیوانگى است. و علاوه موجب کسالت قلب و سرطان رحم و اختلال جریان خون، و بهم خوردن سیر طبیعى و عمل طبیعى غُدَد و ترشّحات زائده، و امراض فراوان دیگرى است که دست به گریبان جوامع فقیر بشر شده است.

 خوردن این داروها به هر صورت و به هر کیفیّتى که باشد، و با هر فرمولى که ساخته شود، موجب قطع جریان حیض در اوقات معیّن و مشخّص مى‌گردد؛ و موجب عدم قبول رحم، نطفه را در خود مى‌شود؛ و عواقب وخیمى را در پى دارد[1].

رضا کشمیری

اذعان پزشکی روز به اصل بودن بارداری و شیردهی

حائض شدن زنان موقعى است که در این کاروان نشسته‌اند و از حرکت افتاده و متوقّف گشته‌اند. بنابراین، اصل در زنان عبادت است؛ یعنى اصل در زنان حمل(بارداری) و رضاع(شیردهی) است.

شاهد پزشکی روز برای این اصل مهم:

روزى به یکى از پزشکان[1] حاذق و بصیر و متعهّد گفتم: سلامت و سعادت زن در این‌ است که: یا حامله باشد و یا بچّه در زیر سینه خود داشته باشد.

قدرى تأمّل کرد و گفت: آقا این گفتار، مطابق آخرین نتیجه کنگره‌هاى پزشکى است که امسال در آمریکا برگزار شده است. و من تز دکترى خود را در آمریکا در همین موضوع قرار داده‌ام.

آنگاه گفت: طبق آخرین مدارک و آمار، دخترانى که قبل از هجده سال فرزند بیاورند سرطان سینه نمی‌گیرند. و هر چه دیرتر فرزند دار شوند، درصدِ خطر تهدید سرطان سینه در آنها زیاد مى‌شود؛ وقتی از سنّ سى سالگى بگذرند خطر سرطان سینه به نحو مضاعف بالا می‌رود.

امّا زنانى که اصلًا ازدواج نکنند و بچّه نیاورند، درصد خطر سرطان سینه در آنها سرسام آور است[2].

 



۱-  دکتر حاج سیّد حمید سجّادى، از مفاخر چشم پزشکان عصر ما در جهان؛ که علاوه بر نبوغ الهى در فنّ پزشکى، و دارا بودن دو گواهى فوق تخصّص در قسمت‌هاى شبکیّه و قرنیّه چشم، از جوانان مسلمان و خوش فهم و غیور و دلسوز و متعهّد به اسلام و جامعه مسلمین است.

۲- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، ص۴۲ ؛ نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه

رضا کشمیری

سلامت زن در آن‌ است که یا حامله باشد و یا بچّه شیر دهد

سلامت بدن و روان زن در زائیدن است؛ در حامله شدن و شیر دادن است. بَه بَه از بانوانى که یا در شکم خود بچّه مى‌پرورند، و یا در آغوش خود بچّه را شیر میدهند! این بهشت است. این سُبُل سلام است.

خداوند خالق آفرینش، مزاج زن را طورى آفریده است که از زمان بلوغ تا دوران یائسگى پیوسته مزاج او غذاى خاصّى را مطابق مزاج طفل در بدن درست می‌کند؛ و آن خون حیض است که در زمان حاملگى این خون در رحم مادر غذاى طفل است. علّت آنکه زنان در دوران باردارى غالباً عادت ماهیانه نمى‌شوند براى آنست که این خون در رَحِم صرف غذا و طعام جنین میگردد.

و چون بچّه را زمین گذارند و وضع حمل کنند، این خون تبدیل به شیر شیرین سفید و نرم و راحت و ملایم با مزاج نوزاد مى‌شود، و از سوراخهاى پستان سرازیر مى‌شود. فلهذا زنان در دوران رضاع و شیر دادن نیز غالباً عادت‌ ماهیانه نمى‌شوند.

زن باید مانند مرد پیوسته راه تقرّب را بپیماید، و آن وقتى است که: دوش به دوش مرد نماز بخواند و روزه بگیرد و طواف کند؛ و این فقط در وقتى است که حامله باشد و یا طفل خود را شیر دهد۱.


دلائل و شواهد این مطلب در آینده نزدیک ان شاءالله...



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، ص۴۱ ؛ نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه

رضا کشمیری

دومین دلیل ارزشمندی فرزندآوری بانوان نسبت به اشتغال آنها:

 

فرزندآوری ، تکثیر مثل نمودن است. یعنى زن، موجوداتى را مشابه خود، از پسر و دختر بوجود مى‌آورد. اگر زنى شش فرزند به دنیا آورد، شش انسان مشابه خود را در خارج ایجاد کرده است. و اگر ده فرزند به دنیا آورد ، ده انسان مشابه خود را.

این فرزندان در اثر زحمت مادر و تکمیل رشد و تربیت، هر کدام به نوبه خود، انسانى از جمیع جهات مشابه مادر، و یا نیرومندتر و مؤثّرتر از او هستند؛ و در فعّالیّت و خدمت به جامعه مسلمین عیناً مانند مادرشان، و یا بهتر و فعّال‌تر و مؤثّرتر مى‌باشند.

اگر زنى به جاى شرکت در کارها و فنون و صنایع اجتماعى، فرزند به دنیا بیاورد و بزرگ کند و تحویل اجتماع دهد، خدمات وجودى خود را در أعلاترین درجه، با ضریب تعداد فرزندان خود بالا برده است.

اگر هشت فرزند آورد، هشت برابر خدماتِ اجتماعى خود به جامعه خدمت نموده است؛ و اگر فرزندی نیاورد و تربیت ننمود، درجات خدمت خود را با ضریب هشت پائین آورده و ساقط نموده است.

و در حقیقت این چنین بانوانى که در اجتماع وارد مى‌شوند و خود را خادم و دلسوز جامعه می‌دانند، با این ضریب، خود را از اجتماع دور کرده و از خدمت به آن شانه خالى کرده‌اند.

نکته بسیار مهم :

اینها همه بجاى خود محفوظ، و در عین حال تحصیل کمالات معنوى و علوم الهى، و تحصیل دانش‌هایى که به درد بانوان می‌خورد، از قبیل خانه دارى، خیّاطى، آشپزی، بهداشت و حفظ سلامتی، مامایی و پزشکى زنان، و فراگیرى علوم تربیت فرزند و غیرها که بسیار است، ابداً با بچّه دارى منافات ندارد، بلکه کمال ملایمت و سازگاری را نیز دارد[1].

 



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه؛ ص ۴۶

رضا کشمیری

 

اولین دلیل ارزشمندی فرزند‌آوری بانوان نسبت به اشتغال آنها:

این خانمى که سراسر اطاقش را از دیپلم‌ها و لیسانس‌ها و دکتراها پر کرده است، و در هر مقام و پست که شاغل شده است، صد برابر آنهم اگر فرضاً برآن افزوده گردد، چنانچه به او بگویند: تو حاضرى این فرزندت را بدهى و مقامات و گواهى نامه‌هایت محفوظ باشد؟! و یا آنها را فداى این فرزند می‌کنى؟!

فوراً می‌گوید: فدا می‌کنم! فرزند، براى من ارزشش بیشتر است.

پس اى خانمى که به یک فرزند و یا دو فرزند اکتفا کرده‌اى و خودت را سرگرم کارهاى دیگر نموده‌اى! بدان که: آن فرزندهاى احتمالى که در صورت فرض زائیدن به وجود مى‌آمدند و اینک نیامده‌اند، همانند همین فرزند تو مى‌باشند. همه آنها را از دست داده‌اى! و به فوز عظیم نرسیده‌اى! و آن فرزندهاى لطیف و شیرین را فداى این مشاغل و در حقیقت شواغل‌ نموده‌اى! این به اعتراف خودت، خسرانى است بزرگ و تهى دستى و فقرى است سترگ.

علّت و رمز حلّ این معمّا آن است که: فرزند داراى حیات و زندگى است، و مشابه خود تو است، و بقا وجود تو است! بنابراین هیچ چیز از اموال و تجارت‌ها و صناعت‌ها و مقام‌ها، ارزش او را ندارند و نمى‌توانند داشته باشند.

زیرا اصل حیات و زندگى تو، براى تو ارزشش از همه مقام‌ها ، مدارک دانشگاهی و حوزوی و اندوخته‌ها بیشتر است.[1]

 



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه؛ ص ۴۴- ۴۵

رضا کشمیری