خانواده پایدار

سبک زندگی اسلامی عقلانی مبتنی بر معارف ناب اهل بیت علیهم السلام

خانواده پایدار

سبک زندگی اسلامی عقلانی مبتنی بر معارف ناب اهل بیت علیهم السلام

خانواده پایدار
آخرین نظرات

 

می‌توانید کتاب گلوله های داغ را با تخفیف ۳۰درصد از سایت انتشارات شهید کاظمی تهیه فرمایید.

درباره گلوله‌های داغ

رضا کشمیری
رضا کشمیری

سلام و عرض ادب خدمت همه مخاطبان گرامی

در این شب‌های نورانی، دل بدهیم به کلام نورانی حضرت زین العابدین امام سجاد علیه السلام و با عشق حقیقی هر دو جهان نجوا کنیم. که زود و غافل‌گیر کننده جواب‌مان را می‌دهد. مطمئن باشید ، کافی است یکبار امتحان کنید.

التماس دعا

 

فرازهایی از دعای شریف ابوحمزه ثمالی:

۱- خدایا تو را به تو شناختم

۲- به غیر او امید نبندیم

۳- خدایا تو در پرده نیستی

۴- عشقم به‏ تو واسطه‏‌ام به پیشگاه توست

۵- فرار به سوی خدا

۶- تو دائم و دقیق نگاهم می‌کنی

۷- تکیه بر اعمال دست و پا شکسته‌ام ندارم

۸- تا نچشی نمی‌فهمی!

۹- خودت را توی بغلش جا کن

10- خدایا ما به تو خوش بینیم

۱۱- تن خسته، پا شکسته، درها تمام بسته

۱۲- اى آقاى من، محبت دنیا را از دلم بیرون کن

۱۳- ای آقای من، کمک کن برای خودم گریه کنم

۱۴- مولای من، چرا گریه نکنم؟!

۱۵- خدایا من ضعیفم و وحشت زده!

۱۶- خدایا مرا به پیغمبر محبوبت ببخش

۱۷- ابتدا باید دلمان را خالی کنیم

18- بصیرت، فهم و فقه سه‌گانه رستگاری

۱۹- گذشت داشته باشیم اما چقدر؟!

۲۰- خدایا من در خانه‌ات ندارِ ندارم

رضا کشمیری

بسم ربّ الشهداء و الصدیقین

شهدا زنده‌اند و ناظر بر احوال ما

مدد بگیریم از ارواح مطهّر شهدا خصوصاً شهید عزیز سردار دلها حاج قاسم سلیمانی

در این شب قدر پر بکشیم سمت نجف و لحظاتی با نوحه مداح دلسوخته حاج جواد شکری به سینه بزنیم.

با محبت زهرا تا نجف کشیدم پر ........ ذکر هر شب قدرم یا علی مدد حیدر

بر علی گرفتارم، حبّ مرتضی دارم ........ یاعلی مدد مولا، یاعلی مدد مولا

التماس دعا

 

 

 

رضا کشمیری

بسمّ ربّ الحسین علیه السلام

در این اولین شب جمعه ماه مبارک رمضان دلمان را ببریم کربلای حسین ... خدایا دلمان تنگ شده ... 

لطف حسین ما را تنها نمی‌‌گذارد ....... گر خلق واگذارند، او وا نمی‌گذارد

او کشتی نجات و کشتی شکسته ماییم ....... مولا به موج طوفان ما را نمی‌گذارد

از بس گناه‌کاریم، ما مستحق ناریم ....... باید که سوخت ما را مولا نمی‌گذارد

زهرا به دوستانش قول بهشت داده ....... بر روی گفته خود او پا نمی‌گذارد

 

لحظاتی این روضه‌‌ی با صفا و زیبا را به گوش جان بشنوید و برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه دعا کنید. من گناهکار را هم دعا کنید.

 

با صدای زیبای حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد رضایی

 

رضا کشمیری

امام صادق علیه السلام می فرمایند: « اگر در جمع یک نفر هم گریه کند، ابر باران رحمت خداوند همه را زیر پوشش می‌گیرد. »

حالا که خانه نشینی اجباری دامن گیرمان شده است، تبدیلش کنیم به محور عشق خدا. پدر و مادرها دور هم بنشینند دم خانه خدا، با خدا خلوت کنند. انگار خدا جور دیگری می‌خواهد پذیرایی کند. در دوران فرعون، مصیبت‌ها بر بنی‌اسرائیل سخت شده بود. بزرگان‌شان جمع شدند و گفتند باید کاری کرد ما داریم از پا درمی‌آییم. با هم قرار گذاشتند. همه در بیابان جمع شدند.مادرها را از بچه‌ها و کوچکترها را از بزرگترها جدا کردند. حتی حیوانات را از بچه‌هاشان دور کردند.مدتی به آرامش گذشت. آهسته ، آهسته گریه بچه‌ها بلند شد. ناله مادرها بلند شد. ناله‌ها درهم آمیخت. همه یکپارچه ضجه می‌زدند. در روایت است که خداوند چند سال آمدن موسی را جلو انداخت. فرج و گشایش حاصل شد.

 ان شاءالله آمدن صاحب ما نزدیک باشد. این اضطرار جهانی و سختی ها، بشریّت را به نقطه‌ای برساند که همه با هم بگویند خدایا آن منجی را برسان. بس است این همه غفلت. بنابراین ماه رمضان امسال باید ویژه و استثنایی باشد. وقتی این بلیّه خاص و استثنایی است، باید ارتباط با خدا هم ارتباط استثنایی شود. باید نقطه اضطرار هم خاص باشد.

مطالب بیشتر:

کتاب و کرونا

معرفت عاشقانه و بصیرت عارفانه

زینب به جرم عشق اسیر شد!

رضا کشمیری

بخش‌هایی از خاطرات خودنوشته حضرت آقا در کتاب خون دلی که لعل شد :

در مسیر، یک افسر جوان که به گستاخی و وقاحت معروف بود، مرا دید و از دور به تمسخر صدا زد: آشیخ! ریشت را تراشیدند؟ و من فوراً پاسخ دادم: بله، سال‌ها بود که چانه‌ی خود را ندیده بودم و حالا الحمدلله می‌بینم! و بدین ترتیب اجازه ندادم خشنود ودلخوش شود. (ص۹۴)

یک روز پسرم مصطفی را که دوساله بود، به زندان آوردند. یکی از سربازان دوان دوان آمد و گفت: پسر شما را آورده‌اند... مصطفی را گرفتم و بوسیدم. کودک، به علت اینکه مدتی طولانی از او دور بودم، مرا نشناخت؛ لذا با چهره‌ای گرفته و اخم کرده و حیرت زده به من می‌نگریست! سپس زد زیر گریه. به شدّت می‌گریست. نتوانستم او را آرام کنم... این امر به قدری مرا متأثر ساخت که تا چند روز بعد نیز همچنان دل‌آزرده بودم. (ص۱۵۱)

شلّاق‌هایی با ضخامت‌های مختلف به سقف آویخته بودند که ضخامت آنها یک انگشت، دو انگشت و یا بیشتر بود. یکی از آنها شلاقی برداشت و شروع کرد به زدن به پاهایم. آنقدر زد که خسته شد. فرد دیگری شلاق را گرفت. او هم زد تا خسته شد. نفر سوم شروع کرد به زدن. و به همین ترتیب ... (ص۲۱۰)

زندانی، جز برای رفتن به دستشویی و یا اتاق بازجویی ، اجازه‌ی خروج از سلول را نداشت. گفتم که رفتن به دستشویی فاجعه بود. اما بازجویی، دیگر قابل توصیف نیست. گفتم که یک روز در سلول ماندن، برابر یک ماه ماندن در بند عمومی است. حالا می‌گویم یک روز بازجویی شدن، برابرِ گذراندن یک ماه در سلول انفرادی است. (ص۲۴۱)

 

مطالب بیشتر:

کتاب و کرونا

نکات کلیدی و طلایی برای آغاز زندگی مشترک

تحلیل سخنان رهبر انقلاب درباره خانواده

رضا کشمیری

رهبر عزیزمان می‌فرمایند:

بهترین دعا آن است که از سرمعرفتی عاشقانه به خدا و بصیرتی عارفانه به نیازهای انسان انشا شده باشد ... (یادداشت رهبری در تاریخ اول دیماه ۱۳۶۹)

 

شرح مختصر فرازهایی از مناجات شریف شعبانیّه:

خدایا با ریزترین اشیاء، بزرگترین قدرت‌ها را به خطر انداخته‌ای!

 

خدایا چقدر دلم تنگ شده!

 

تنها پناه من امید به عفو توست

 

خدایا انگار مستم و نمی‌فهمم!

 

خدایا خودت مرا مدیریت کن!

 

کمال انقطاع یعنی دل بریدن

رضا کشمیری
رضا کشمیری

ضمن تبریک ولادت مولایمان اباعبدالله الحسین علیه السلام قطعه‌ای از کتاب گلوله‌های داغ را تقدیم می‌کنم:

موج جمعیت در شارع بغداد من را با خود برد تا به پسری حدود ۳ساله رسیدم. گونه‌های سرخش زیر آفتاب تند ظهر و از زیادی گرد و خاک، متمایل به قهوه‌ای سوخته شده بود. شال مشکی به دور سرش بسته بود، سر بند یا اباعبدالله الحسین علیه السلام بر روی پیشانی‌اش خودنمایی می‌کرد. پستانک سفید و کثیفش را با عجله و حرص می‌مکید. در راه عشق محکم قدم برمی‌داشت اما قدم‌ها را نمی‌توانست پا به پای مادرش بردارد. دسته پرچم قرمزی به کمرش بسته شده بود و نیم متر بالای سرش به اهتزاز درآمده بود، روی پرچم نوشته بود:«قال رسول الله صل الله علیه وآله :انّ لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لن تبرد أبدا.»(همانا که به خاطر شهادت امام حسین علیه السلام  حرارتی در قلوب مومنین بوجود می‌آید که هرگز سرد نخواهد شد.)

قلبم به لرزه افتاد. چشمم به کفش‌های ورزشی سفید اما چرک مرده کودک بود که ناگهان پسرک زمین خورد. پستانکش پرت شد بیرون. مادرش نفهمید، پسرک همان طور خوابیده روی خاک ،اول دست برد پستانکش را به نیش کشید و بعد بلند شد ایستاد و دوید دنبال مادرش. به همین سادگی که خواندید! (ص۲۰)

مطالب بیشتر:

گلوله‌های داغ / رضا کشمیری

درباره گلوله‌های داغ

کتاب و کرونا

رضا کشمیری